مردوزن جوانی سواربرموتوردردل شب می راندند.
آنهاعاشقانه یکدیگررادوست داشتند
زن:یواش تربرو من می ترسم.
مرد:نه اینجوری خیلی بهتره.
زن:خواهش می کنم،من خیلی می ترسم.
مرد:خوب،اول باید بگی که دوستم داری.
زن:دوستت دارم،حالا میشه یواش تربرونی.
مرد:منومحکم بگیر.
زن:خوب حالا میشه یواش تربری.
مرد:باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منوبرداری وروی سرخودت بذاری،آخه نمی تونم راحت برونم،اذیتم میکنه.
روزبعد،واقعه ای درروزنامه ثبت شده بود<برخوردموتورسیکلت باساختمان حادثه آفرید>
دراین سانحه که بدلیل بریدن ترمزموتورسکلت رخ داد،یکی ازدوسرنشین زنده ماندودیگری درگذشت.
مردجوان ازخالی شدن ترمز آگاهی یافته بود.
پس بدون اینکه زن رامطلع کندباترفندی کلاه کاسکت رابرسراوگذاشت وخواست تابرای آخرین باردوستت دارم رااز زبان اوبشنودوخودش رفت تااوزنده بماند.
دمی می آیدوبازدمی می رود،امازندگی غیرازاین است وارزش آن درلحظاتی تجلی می یابدکه نفس آدمی رامی برد.
فاطمیه تاحکایت می شود
غربت حیدرروایت می شود
فاطمیه ازجفاشاکی بود
ماجرای چادرخاکی بود
فاطمیه فصل بیعت باعلیست
جرم زهراگفتن نام علیست
شیطان به بیت حی تعالی چه میکند؟
آتش به جنت اعلاء چه میکند؟
ازباغ خلد دودچرامی شودبلند
برروی هورسیلی اعداء چه میکند؟
رویش سیاه گرددودستش بریده باد
قنفذ کنارخانه مولا چه میکند؟
دارالزیاره نبی وآستان وحی
ای وای من مغیره درآنجاچه میکند؟
گیرم رواست سوختن خانه مولا
میخ دربرسینه شکسته زهراچه میکند؟
باید زتازیانه بپرسم که دربهشت
آثارخون به قامت طوبی چه میکند؟
زن درمیان دشمن ومردغریب او
بادست بسته وتن تنهاچه میکند؟
حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه ای
گفت یاجهل است یاوهم است یاافسانه ای
گفتمش احوال عمرم را بگو تا عمرچیست
گفت یا شمع است یابرق است یاپروانه ای
گفتمش اینها که می بینی چرا دل بسته اند
گفت یامستند یاخوابند یادیوانه اند
سلام دوستان
امروزداشتم تقویم سال جدید را بررسی می کردم،دیدم 20برگ ازدفترزندگیمون ورق خورد. چقدرزود گذشت،انگاری همین دیروزبود...آغازسال 1391هجری شمسی...تاتمام شدن تمام صفحات تقویم امسال 346برگ بیشترباقی نمانده است که چشم برهم زدنی همانندسال گذشته با تمام خوبی وبدهاش،تلخی وشیرینی هاش تمام می شودوبه تاریخ می پیوندد.راستی نگفتم،امسال سال کبیسه است و1روزبه عمرمان افزوده می گردد.
بیاییم درابتدای سال عهدببندیم که استفاده بهترازوقت وعمرمان رادغدغه روزها وشبهایمان قراردهیم وقدرلحظه هایمان رابدانیم وازآن برای پیشرفت وتعالی درزندگیمون بهره بگیریم.نکنه سال بعددرچنین روزی حسرت گذشته رابخوریم وبا خودبگوییم "چه کارها که می توانستیم،امانشد..."
لحظه لحظه های عمرمان راقدربدانیم وبرای تقرب به ذات اقدس الهی وانجام کارهای خوب وکمک به همنوع وجلب محبت آنان بهترین بهره را ببریم،ساعات زندگی وسالهای عمربا سرعت برق می گذرد،خوشبخت کسی است که توشه ای برای آخرت خودبردارد.چراکه،درقیامت خواهندپرسید"لحظات عمرت راچگونه گذراندی؟"
زندگی موهبتی الهی است که فقط برای یکباربه ما عطاشده است،چه خوب است که همه اعمال وکردارمان درراه خدا،برای رضای خداوذکرخداباشد...
"الابذکرالله تطمئن القلوب"
صبح هاکه از خواب بیدار می شوید،دستگاه عیب سنج و ایرادگیر وجودتان را از کار بیندازید،قول می دهم خورشید درخشان تر،پرنده ها خوش آوازتر،مردم مهربان تر و حتی کسب و کارتان پر برکت تر خواهد شد.در معادلات زندگی هیچ گاه از علامت منفی استفاده نکنید،به خاطر داشته باشید که تفکر منفی از آنچنان قدرتی برخوردار است که می تواندبا قرار گرفتن درپشت یک معادله بزرگ زندگی،همه علامت های مثبت آن را تغییر داده و مانند خود منفی بسازد،هیچ گاه در گره زدن طناب پاره شده دوستی تعلل به خرج ندهید،گاهی اوقات غرور بی جا موجب می شود که حتی دوستان خوب توجهی به گسستگی ریسمان بین خود ننماید.مطمئن باشید گره زدن به خاطر کمتر نمودن طول طناب،نزدیکی را بیشتر میکند.آنتهای ذهنتان را تنها به سوی ایستگاه هایی تنظیم کنید که شبانه روز امواج مثبت پخش می کنند،کاری کنید که کارکنان ایستگاهای منفی از شدت بیکاری اخراج شوند.دلتان را تبدیل به اقیانوسی آرام کنید نه یک مرداب ناچیز.فکر نمی کنید حتی تصور اقیانوس هم احساسی از عظمت و پهناوری را در دل ایجاد کند؟آنها که دلهایشان مرداب است با کوچکترین حادثه ای به تلاطم می افتد.
آقایان دکتر مرندی(اصولگرا) و دکتر پزشکیان(اصلاح طلب) منتخبین دوره نهم مجلس شورای اسلامی در برنامه 22 شبکه دوسیمای جمهوری اسلامی پنج شنبه شب تاریخ 18/12/90 ساعت 21


متاسفانه در بخش تامین اجتماعی خوب عمل نشده است، در سطوح بالای حکومت افراد علاوه بر بیمه تکمیلی! از کارت طلایی!!! درمان نیز بهره مند می باشند که این موضوع با شعار عدالت منافات دارد...
آورده اند: حسن بن ثالث گوید: مقداری عسل به بیت المال آوردند. حضرت علی(ع) دستور داد یتیمان را حاضر کردند. در موقعی که عسل را بین مستحقین تقسیم می نمود، خود شخصا به دهان یتیمان عسل می گذارد.
عرض کردند این عمل برای چیست؟
فرمود: امام پدر یتیمان است، عسل به دهان یتیمان می گذارم و بجای پدران از دست رفته آنها عطوفت پدری میکنم.
«ناسخ التواریخ،ج3»
درحکومت دینی مسئولین وحاکمان رهبر و منادی عدالت اجتماعی و پرچمدار حمایت از مستضعفین می باشند و وظیفه دارند در راستای حمایت از آنان با انگیزه وجدی عمل کنند.
متاسفانه مسئولین ما انگیزه ای جز خدمت به دوستان و اطرافیانشان ندارند که این رفتارشان در تضاد باسیره حضرت امیر(ع) می باشد.
خیانت در امانت بهرما مخلوق عادت شد
تجاوز بر حریم دوستان نامش حفاظت شد.
اکبررفسنجانی <انشاءالله نتیجه انتخابات همان رأیی باشد که مردم به صندوق می اندازند.>
(سرتیترهفته نامه ستاره صبح تاریخ 13/12/90)
جالب اینکه این مطالب در حالی از سوی هاشمی مطرح شد که خود رئیس جمهور بوده و مجری انتخابات!!!
خوب است اکبر خان توضیح دهند که از چه زمانی رأی مردم بی اعتبارشده است؟ مگرنه اینکه در 32 سال گذشته انقلاب اسلامی ، افراد و گروهای مختلف اعم از لیبرال ، ملی گرا، کارگزاران و تکنوکرات، اصلاح طلب و اصولگرا با رأی مستقیم مردم انتخاب شده اند.
آیا انتخاب بنی صدر توسط مردم ایران صورت نگرفت و آیا آیت الله خامنه ای طی دو دوره با رأی مستقیم مردم به ریاست جمهوری انتخاب نشده اند؟ و آیا خودتان دو دوره رئیس جمهور کشور نبوده اید؟ آیا آقای خاتمی دوست صمیمی تان دو دوره با رأی مردم به ریاست جمهور نرسید و آیا احمدی نژاد با انتخاباتی که وزارت کشور دولت خاتمی برگزار کرد به ریاست جمهوری نرسید؟ کدام یک از این آرای مردم تزیینی یا بی تاثیر بوده است؟!
آیا ریاست خود بر مجلس شورای اسلامی را که طی دو دوره رأی گیری صورت گرفت تزیینی می دانید؟ آیا رأی مردم تهران به دخترتان فائزه در دوران ریاست جمهوری تان و به محمدرضا خاتمی برادر رئیس جمهور وقت، که نفرات دوم لیست تهران شدند،ازدل صندوق رای وبا انتخاب مردم نبود؟! و آیا رأی اکثریت نمایندگان اصلاح طلب در مجلس ششم را تقلبی تلقی می کنید؟
اگر چنین است چرا آن روزها از تزیینی بودن رأی مردم سخن به میان نمی آوردید؟ اکنون چه حادثه ای پیش آمده که این چنین از بی اثر بودن رای مردم سخن به میان می آورید. به نظر می رسد تنها اتفاقی که افتاده تغییر وضعیت آقای هاشمی و دوستانشان می باشد.
وگرنه مردم همان مردم، نظام همان نظام، قانون همان قانون،و شورای نگهبان همان شورای نگهبان است.
راستی چرا این خانواده در هر انتخاباتی که به نفعشان نباشددرآرای مردم شبهه افکنی کرده وشائبه تقلب را در اذهان ایجاد می کند؟
تو ای غافل زیزدان رفتن راه خطا تا کی
فسون و مردم آزاری و نیرنگ و ریا تا کی...
زمانی که نصرت الدوله وزیردارایی بود،لایحه ای تقدیم مجلس کردکه به موجب آن دولت ایران یکصد سگ از انگلستان خریداری و وارد کند.او درباره خصوصیات این سگ ها توضیح داد وگفت:این سگ هاشناسنامه دارند،پدرومادرآنها معلوم است،نژادشان مشخص است وازجمله خصوصیات دیگر آنها این است که به محض دیدن دزد،او را می گیرند.
مدرس طبق معمول دست روی میز زدوگفت:مخالفم
وزیر دارایی گفت:آقا!ماهرچه لایحه می آوریم،شما مخالفید،دلیل مخالفت شما چیست؟
مدرس جواب داد:مخالفت من به نفع شماست.مگرشما نگفتید،این سگها به محض دیدن دزد،اورا می گیرند؟خوب آقای وزیر!به محض ورودشان،اول شما را می گیرند.پس مخالفت من به نفع شماست.(مدرس مجاهدی شکست ناپذیر،ص202)
متاسفانه نمایندگان دوره هشتم مجلس،با تصوب برخی قوانین چالش برانگیز نه تنها کارنامه قابل قبولی از خود برجای نگذاشتند،بلکه در عمل ثابت کردند که وامدارجریان خاصی بوده وپیگیرمنویات آنان تحت هر شرایطی هستند. وثابت کردند که با شهید مدرس خیلی فاصله دارند.!
به چند نمونه ازرفتارو مصوبات این دوره مجلس ملاحظه نمائیدتا متوجه این فاصله شوید.
1-پرداخت هدیه یکصد میلیون تومانی علی لاریجانی به نمایندگان درابتدای شروع به کارمجلس ازبیت المال!
(البته از آن عده قلیل از نمایندگان که این هدیه را نپذیرفتند تشکر می گردد)
2-تصویب طرح قانونی کردن وقف دانشگاه آزادبه نفع هاشمی و...)
3- ردطرح دوفوریت نظارت برهزینه های تبلیغاتی نمایندگان)
4-تصویب قانون حقوق مادام العمربرای نمایندگان درهمه ادوار، ومقامات سیاسی کشور
(این درحالیست که کمر مردم زیربار مشکلات اقتصادی وبیکاری خم شده است)
5-تصویب طرح ارتقا تحصیلی نمایندگان بدون گذراندن دانشگاه ،صرفا باحضور درمجلس(هردوره نمایندگی یک مقطع تحصیلی)
ملاحظه بفرمایید، نماینده ای که با مدرک دیپلم ازچهاردوره پیش برکرسی نمایندگی تکیه زده،می شود دکتر!وهیچ فرقی با کسی که زحمت کشیده،درس خوانده وبقول آقای احمدی نژاد دود چراغ خورده،عمرو جوانی اش را تلف کرده تا مدرک دکترا بگیرد،ندارد!تازه این آقای نماینده ....
ملت ایران روز جمعه باحضوردرپای صندوقهای رای،این بار با انتخاب نمایندگانی اصلح،شایسته، بصیر، شجاع،نترس،پاک وبا ایمان،همانند شهیدمدرس، که وامدارهیچ حزب وگروه وجریان خاصی نباشند،ثابت خواهند کرد، ملتی بزرگ، شریف،اگاه به زمان،قدردان خون شهیدان وپیرو ولایت هستند.
آورده اند:شخصی به دیدن برناردشاو نویسنده انگلیسی رفته بود،وقتی دید که شاو دردفتر کارش نیست.
روی میزی که گردوخاک گرفته بود،باانگشت نوشت((خر))وفردابه برناردشاوزنگ زدوگفت:دیروزآمدم تشریف نداشتید.برناردشاوگفت:بله متوجه شدم،کارت ویزت شمارا روی میزم مشاهده کردم.
نتیجه اخلاقی:
دربرابرانسان های سبک سرگاهی باید باکرامت وسکوت آنهارامتنبه نمود وگاهی بانصیحت باید ضمیر خفته آنان رابیدارکردوگاهی بایک جمله دندان شکن اورا تنبیه نمود.آقای برناردشاواز شیوه سوم استفاده نموده است.
از درخت ناراست بشر هیچ چیز راست حاصل نخواهد شد.
اقتضای طبیعت بشر و خلقت های زیاده طلبی و خودخواهی او ، استمرار تبعیض و ستم و قتل در تاریخ است و تا این هست نه دلیلی برای شادی های کودکانه وجود دارد و نه امیدی به ثمر دهی تلاش خیرخواهانه.
به ما می گویند جوان،یعنی من وتوجوانیم؛پرازانرژی،پرازطراوت که پلک برهم زنیم از دست رفته است.بایدقدربدانیم.باید آماده باشیم.کارهای انجام نداده زیادی داریم.(یاعلی برای انجام سنت پیامبر)دیگران هم باید مارا دریابند.یک مردخلق می شودویک زن، یک زوج می شوند،یک آیه ونشانه برای خالق خود.یک مردخلق می شودویک زن.با مودت ورحمت خدادادی می شوند یک زوج برای اینکه سکونت را تجربه کنند.واین چیزی است که به جزمتفکران(کسانی که اصولا درزندگی فکر می کنند)کسی نمی فهمد. درک وتجربه این همه عظمت از مهمترین کارهای من وتواست درفصل جوانی،رویش سلولی جدید درپیکره اجتماع وقبل از آن بایستی آماده شویم.اگر ازدرو دیواربه تو گفته شود که ازدواج سخت است،خطرناک است،پردلهره است،نمونه موفق ندارد، فقط اولش خوش است وخلاصه از آن بگذرید...،مراقب باشید از خیرآن نگذرید.بگو من به خواست خدا،بنای دوست داشتنی اورا می سازم.چون می دانم:می دانم که چرا ازدواج می کنم.می دانم که ازدواج درپازل زندگی من کجاقراردارد.خودم راخوب می شناسم ومی دانم که چگونه وچطورباید اورا بیابم. حقوق ووظایف خودم را درزندگی مشترک می دانم وبالاخره می دانم که چطورراضی کنم خدارا،همسرم را،پدرومادراولم را،پدرومادر دومم را،اقوام نخستین ام را،اقوام دومی ام راو...(دم گوشی:اگرخدا را راضی کنی،بقیه هم راضی خواهندشد.)اگر واقعا آنچه را که گفتی می دانی،بدانی،یکی از شاخ های این غولی که تورااز آن می ترسانند،شکسته ای! گفته می شودازدواج جوانان معضل شده ویابهتراست بگوییم شده است بحران جامعه.اگربپرسیم چراوچگونه؟خواهندگفت:به خاطر "حواشی"ازدواج،فرهنگ های غلطی که درآن ریشه دوانیده است.از "ب"بسم الله ازدواج ت"ی"آخر.به خاطراین که جوانها بدون آمادگی ازدواج می کنند.بیشتر احساسی وخیال پردازندتا واقع نگروآرمان گرا.
دخترها می خواهند مهریه بالانگه دارندبه جای محبت وصداقت،پسرها هم بی کارندوبی مسئولیت.دخترهاسختگیرشده اندوپرتوقع، پسرها هم همینطور.جوان هانامیدشده اند چون زندگی موفقی رادراطراف خود نمی بینند،می ترسند،از ازدواج وبه آینده بدبین هستند. اخلاق نادیده گرفته می شودوارتباطات باز اجتماعی رغبت ازدواج را ازجوانان گرفته است وبالاخره بی توجهی تک تک مردم برای ازدواج جوانانشان...اما می توان،باتلاش تو،بارشادت تو،باتوکل تو وباهمت توهمه،این ناهنجاری ها وآلودگی ها راکنار زدودرسایه تاهلی آسان،به موقع وموفق،متاهل شوی تانیمی از دینت رااز دستبرد شیطان حفظ کنی ودرطاعت خداوندپشتیبانی وهمراه داشته باشی. متاهل شوی تاوضعیت اقتصادی واجتماعی خود راتقویت کنی.متاهل شوی تاآرامش وسکونت رادر تمام ابعادآن تجربه کنی وبکوشی تا طرف مقابلت هم آن راتجربه کند.متاهل شوی تا فرزندانی داشته باشی ونیکوتربیتشان کنی ، ودیگران یاری کنند تاتو متاهل شوی تا ازامنیت وآرامش تو،آنهاهم به امنیت برسند.انشاالله.

